عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

286

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

فصل سيّم در بيان ماهيّت نفس وخواصّ نفس أوّل كه قلب كلّ است واز آن ساير نفوس ناطقه سماوىّ « 1 » ببايد دانست / 129 - B / كه نفس ناطقه كه باصطلاح متصوفه قلب خوانند جوهري است بسيط ، مجرّد از مادّه ، مدرك كلّيات بذات واز آن جزويّات بآلات نفس أوّل كه آدم حقيقي اوست به نسبت با عالم چون قلب يكى از ماست به نسبت / 129 - A / با بدن أو ، وأصل قلب قطب - عليه السّلام - وصور مدركات روح أوّل درو مفصّل شود واز صورت إجمال بصور علوم تفصيلي باز آيد . وآن را لوح محفوظ از بهر آن خوانند كه اين صور درو مضبوط بود وبه أسباب مستند . هر يك مقدّر بمقدارى ، واين حضرت قدر حقّ است وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ « 2 » وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ « 3 » وهر جزئي را از اجرام سماوي قلبي است واز اين جهت ايشان را أحياء ناطقه خوانند ، وهمهء خزائن اسرار تبارك وتعالى باشند وأصول قلب / 130 - B / « 4 » ما بر قياس أرواح وعالم أرواح را عالم جبروت خوانند وعالم أنوار قاهره ، از آن رو كه قهّار همه‌اند وجابر كسر نقصانات همه بافاضات أنوار علوم ومعاني واشراقات بر ايشان ، وعالم نفوس را عالم ملكوت خوانند از آن رو كه كاركنان حق‌ّاند ؛ محرّكان ومدبّران أو بأمر أو . فصل چهارم در بيان ماهيّت سماوات وتفاصيل آن وبعضي از خواصّ هر يك سماء جسمي است لطيف وشفّاف وبسيط ومستدير وذو نفس ، وبدانك بسيط در

--> ( 1 ) . در نسخه اين چنين است ، شايد عبارت « پديد آيد » از قلم ناسخ افتاده باشد . ( 2 ) . مباركهء 21 حجر . ( 3 ) . قسمتى است از مباركهء 8 الرّعد . ( 4 ) . روشن است كه تسلسل منطقي عبارات ، در اينجا از دست رفته است . شايد مقدارى از صفحات كتاب ( كه بقرينهء از پى آمدن فصل چهارم وميانگين متوسّط صفحات هر فصل نمىتواند بيش از يك برگ باشد ) در اينجا از بين رفته باشد .